قرضگرفتن نیز مانند هر روش دیگری دارای مزایا و معایبی است. از جمله معایب استفاده از استقراض، مواجهه شرکت با مشکلات مالی و هزینه های مربوطه است. مشکلات مالی میتواند طیف وسیعی از مشکلات را شامل شود، از کاهش نسبی نقدینگی تا ورشکستگی شرکت است. از طرفی هدف مدیریت این است که شرکت را در نزد سرمایهگذاران و اعتباردهندگان باثبات و پویا نشان دهد. کسب موقعیت مناسب در بین رقبا و بازار سرمایه باعث می شود سرمایهگذاران و اعتباردهندگان نظر مساعدتری نسبت به شرکت داشته باشند و شرکت نیازی به صرف هزینه بیشتر در رقابت با سایر شرکت های مشابه و با هزینه دریافت اعتبار کمتر نداشته باشد. پژوهش حاضر رابطه مدیریت سود واقعی با قراردادهای بدهی را بررسی کرده است. یافتههای پژوهش با استفاده از اطلاعات 130 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران که در بازه زمانی 1387 الی 1400 در بورس اوراق بهادار فعال بودند با استفاده از نرمافزار اکسل، SPSS و Eviews8 و روش تخمین پانل دیتا استفاده شده است. مدل رگرسیونی دارای شش متغیر مستقل که بیانکننده متغیر مدیریت سود واقعی و متغیرهای کنترلی است و نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان میدهد که مدیریت سود واقعی بر کل بدهی شرکت ، مدیریت سود واقعی بر هزینه بدهی شرکت و همچنین، مدیریت سود واقعی بر قراردادهای بدهی شرکت تأثیر میگذارد. در همین راستا، توصیه میشود که اقدام به مدیریت سود واقعی در شرکتها میتواند به عنوان محرکی منفی برای نسبت بدهی شرکت تلقی شود.